قران واهل بیت (ع) صراط مستقیم الهی

پیوند قران و اهل بیت (ع) مطالب مذهبی و سخنان بزرگان اسلام ،

قران واهل بیت (ع) صراط مستقیم الهی

پیوند قران و اهل بیت (ع) مطالب مذهبی و سخنان بزرگان اسلام ،

امام صادق علیه السلام : کسى که دینش را از طریق کتاب خداوند عز و جل بشناسد، اگر کوهها از جاى خود بجنبند، او در دین خود متزلزل نشود و کسى که ندانسته عقیده اى را بپذیرد ندانسته هم از آن خارج شود .

اخلاق

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۷
جواد پاشاپور

بسم رب الشهداء و الصدیقین

 

..ﺑﺮﺍﺩﺍﺭﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻣﻦ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﮐﺜﯿﻒ ﻏﺮﺏ ﻣﻘﺼﺪﯼ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺁﺗﺶ ﺩﻭﺯﺥ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺍﺯ ﻣﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯿﻢ...

                                                                                                                              قسمتی از ﻭﺻﯿﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﺷﻬﯿﺪ مدافع حرم ﻣﺼﻄﻔﯽ ﺻﺪﺭﺯﺍﺩﻩ


 همسر این شهید والامقام در بالای پیکر مطهر همسرش در سخنانی زینبی تمام قد از راه و هدف عاشورایی همسرش دفاع کرد.

متن سخنان همسر شهید صدرزاده به شرح ذیل است:

شهادت مصطفی عزیزم برای محمد علی، فاطمه ،پدر و مادر گرامیشان ،من و تمام دوستانش سخت است

ولی…

آیا مگر ما از حضرت زینب(س)بالاتریم . مگر ما در روضه ها نمی گوییم که کاش در کربلا بودیم تا جوانانمان را به یاری امام حسین میفرستادیم مگر نه این است که رهبرمان حضرت امام خامنه ای حسین زمان است و مگر نه این است که داعش فرزندان نحس آمریکا و صهیونیسم و یزید ها و شمرهای زمان هستند

مگر قرآن نمیفرماید: فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ

پس بهتر این است که مدافعان حرم نگذارند دوباره زینب کبری(س)اسیر شود

فَاعْتَبِرُوا یعنی….مصطفی فدای رهبر . نه تنها مصطفی بلکه…

محمد علی فدای رهبر

فاطمه فدای رهبر

خودم فدای رهبر

تمام داروندار، هستی ،مال و زندگیم فدای رهبر

خود آقا مصطفی تو وصیت نامه اش فرموده:

فقط گوش به فرمان رهبر باشید

فاعْتَبِرُوا یعنی مصطفی,فدای اسلام

فاعْتَبِرُوا یعنی بی تفاوت نباشیم

یعنی اسلام مرز ندارد..

فاعْتَبِرُوا یعنی مصطفی ثابت کرد … کل یوم عاشوراء

فاعْتَبِرُوا یعنی.مصطفی ثابت کرد … بااااااااااب شهاااااادت باز است….

اگر شهدای مدافع نمیرفتند و زبانم لال دوباره زینب کبری(س) اسیر می شد چگونه میتوانستیم در صحرای محشر در مقابل حضرت زهرا سلام الله علیها سرمان را بالا بگیریم.

ولی……….

حالا تاحد توان رو سفید شدیم . مصطفی عزیز را هدیه کردیم به حضرت زینب(س) ،هدیه کردیم به اسلام عزیز ؛ به مکتب و مذهب و به رهبر عزیزتر از جانمان و مگر سر نوشت مقلدان امام خمینی(ره) چیزی جز شهادت است.

راضی هستیم به رضای خداوند مهربان

در پایان…

از خداوند متعال فرج بقیه الله العظم ،سلامتی رهبر عزیزمان را میخواهیم و از روح مطهر مصطفی عزیز و از همه شهدا خواهانیم ما را در راه ولایت فقیه و پیروی از سید علی خامنه ای(حفظم الله) ثابت قدم بدارد ومارا قدر دان خون شهدا قرار دهد .

وسلام علیکم و رحمت الله برکاته

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۰۳
جواد پاشاپور

حفظ بیت المال

1. عن النبی - صلی الله علیه و آله - : خمسة لعنتهم و کل نبی مجاب الزائد فی کتاب الله و التارک لسنتی و المکذب بقدر الله و المستحل من عترتی ما حرم الله و المستأثر بالفیء المستحل له.
«الکافی، ج 2، ص 293»

رسول اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: پنج کس اند که من و هر پیامبر مستجاب الدعوه ای، آنان را لعنت کرده است: آن کس که در کتاب خدا، آیه ای را زیاد گرداند و کسی که سنت و روش مرا رها کند و کسی که قضا و قدر خدا را تکذیب کند و کسی که حرمت عترت مرا که خدا واجب فرموده نگه ندارد، و کسی که اموال عمومی را به خود منحصر سازد و (تصرف در) آن را (به نفع خود) حلال شمارد. 



2. قال الامام علی - علیه السلام - : و الله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملک به الاماء لرددته، فان فی العدل سعة و من ضاق علیه العدل، فالجور علیه أضیق. 
«نهج البلاغه، خطبه 15»

امام علی - علیه السلام - فرمود: به خدا سوگند! اگر ببینم آنچه را (عثمان بیهوده از بیت المال، به این و آن) داده، حتی اگر مهر زنان یا بهای کنیزان شده باشد، آن را باز می گردانم، زیرا، عدالت، گشایش می آورد و آن کس که عدالت بر او گران آید، ظلم و ستم بر او گران تر خواهد بود.
 


3. قال الإمام علی - علیه السلام - : جود الولاة بفیء المسلمین جور و ختر. 
«میزان الحکمه، ج 10، ص 745»

حضرت علی - علیه السلام - فرمود: بخشش (نا به جای) حکمرانان از اموال عمومی مسلمانان، ستم و خیانت است. 



4. قال الإمام علی - علیه السلام - : یا صفراء و یا بیضاء غری غیری، المال یعسوب الظلمة و انا یعسوب المؤمنین. 
«الجمل، ص 154»

امام علی - علیه السلام - (پس از فتح بصره، گروهی از قاریان و خزانه داران را فرا خواند و دستور داد درهای بیت المال را گشودند. امام با دیدن آن اموال) فرمود: ای زردها و ای سپیدها (طلاها و نقره ها) غیر مرا بفریبید، مال پیشوای ستمگران است و من پیشوای مؤمنان. 




5. قال الامام علی - علیه السلام - : لیس لک أن تفتات فی رعیة و لا تخاطر إلا بوثیقة و فی یدیک مال من مال الله عز وجل و أنت من خزانه حتی تسلمه إلی. 
«نهج البلاغه، نامه 6»

امام علی - علیه السلام - (به یکی از کارگزاران خود) فرمود: حق نداری به دلخواه خویش به مردم چیزی بگویی و بدون دستور به کارهای دشوار اقدام ورزی! در دست تو، مالی از اموال خداوند عز و جل است و تو یکی از خزانه داران اویی تا آن را به دست من بسپاری. 



6. قال الإمام الصادق - علیه السلام - : ما بلی الله العباد بشیء أشد علیهم من إخراج الدراهم. 
«بحار الأنوار، ج 70، ص 139»

امام صادق - علیه السلام - فرمود: خداوند، بندگان را به چیزی سخت تر از پرداخت مال، امتحان نکرده است. 



7. قال الامام علی - علیه السلام - : فلا یکن حظک فی ولایتک ما لا تستفیده و لا غیظا تشتفیه و لکن إماتة باطل و احیاء حق. 
«بحار الأنوار، ج 40، ص 328»

امام علی - علیه السلام - (طی نامه ای به ابن عباس) فرمود: بهره تو از حکومت نباید مالی باشد که از آن استفاده کنی و نه غیظ و خشمی که با امر و نهی شفا یابد. بلکه باید هدف تو نابودی باطل و زنده داشتن حق باشد. 



8. قال الامام علی - علیه السلام - : ایاک و الاستئثار بما الناس فیه أسوة ... . 
«نهج البلاغه، نامه 53»

امام علی - علیه السلام - (خطاب به مالک اشتر) فرمود: بپرهیز از انحصار طلبی در چیزهایی که همه مردم در آنها برابرند. 



9. قال الامام علی - علیه السلام - : فانما غرک من نفسک و جرأک علی آخرک املاء الله لک، اذ ما زلت قدیما تأکل رزقه و تلحد فی آیاته و تستمتع بخلافک و تذهب بحسناتک. 
«نهج السعاده، ج 4، ص 87»

امام علی - علیه السلام - (در نامه ای به اشعث والی آذربایجان) فرمود: تنها چیزی که تو را از جانب نفست مغرور ساخته و بر دیگران جرأت یافتی، مهلت خدا به تو است، زیرا، تو از قدیم روزی خدا را می خوری، اما نسبت به آیات و نشانه های او انکار و الحاد می ورزی و از نصیب و بهره خود استفاده می کنی و تا به امروزت نیکی های خود را از بین برده ای. هرگاه فرستاده من، این نامه مرا به تو داد، به سوی ما بیا و آنچه از اموال مسلمانان نزد تو می باشد، همراه خود بیاور! ان شاء الله. 


10. قال أمیر المؤمنین - علیه السلام - : أتأمرونی أن أطلب النصر بالجور؟ لا، و الله لا أفعل ما طلعت شمس و (ما) لاح فی السماء نجم. (و الله ) لو کانت أموالهم لی لواسیت بینهم، فکیف و انما هی أموالهم! 
«امالی مفید، ص 193»

امیر المؤمنین - علیه السلام - فرمود: آیا مرا می گویید که پیروزی را از راه ستم بجویم؟! نه، به خدا سوگند تا خورشید می تابد و ستاره ای در آسمان می درخشد، دست به چنین کاری نمی زنم. به خدا سوگند اگر این اموال از خودم بود، هر آینه مساوات را در میان آنان مراعات می کردم، چه رسد به این که مال خودشان است (بیت المال). 



11. قال الامام علی - علیه السلام - : لیس المسلم بالخائن إذا ائتمن، و لا بالمخلف و إذا وعد، و لا بالکذوب اذا نطق. نحن أهل بیت الرحمة، و قولنا الحق، و فعلنا القسط و منا خاتم النبیین ... . 
«امالی مفید، ص 259»

امام علی - علیه السلام - فرمود: مسلمان در امانت خیانت نورزد و در وعده، تخلف نکند و در سخن، دروغ نگوید. ما خاندان رحمت ایم، گفتار ما، حق و کردار ما، عدل است. خاتم پیامبران از ماست و پیشوایان اسلام و امینان کتاب خدا، در میان مایلند. شما را به سوی خدا و پیامبرش و جهاد با دشمن اش و سختگیری و پایداری در امرش و طلب خرسندی اش، و بر پایداری در نماز و پرداخت زکات و (به جا آوردن ) حج خانه خدا و روزه ماه رمضان و پرداخت کامل فیء (غنائمی که بدون جنگ و درگیری از کفار به دست مسلمانان می‏افتد) به اهل اش دعوت می کنیم ... . 



12. کتب أمیر المؤمنین - علیه السلام - الی عماله: أدقوا أقلامکم و قاربوا بین سطورکم و أحذفوا عنی فضولکم و اقصدوا قصد المعانی، و ایاکم و الاکثار فان أموال المسلمین لا تحتمل الاضرار. 
«بحار الأنوار، ج 76، ص 49»

امام علی - علیه السلام - برای کارگزاران اش نوشت: قلم های خود را نازک کنید و سطرها را نزدیک به هم گیرید و زیادتی کلمات را حذف کنید و مقاصد و منظورها را در نظر بگیرید! بر حذر می دارم شما را از پر نویسی، زیرا اموال مسلمانان نمی تواند این گونه خسارت ها را تحمل کند. 



13. کتب الامام علی - علیه السلام - (إلی بعض عماله): أما بعد. فقد بلغنی عنک أمر، ان کنت فعلته فقد اسخطت ربک و عصیت امامک، و اخزیت امانتک. بلغنی أنک جردت الارض فأخذت ما تحت قدمیک، و اکلت ما تحت یدیک ... . 
«نهج البلاغه، نامه 40»

امام علی - علیه السلام - (به یکی از کارگزاران اش) نوشت: اما بعد، درباره تو به من خبری رسیده است، اگر چنین کرده باشی، همانا که خدای خویش را به خشم آورده و از فرمان پیشوای خود سرباز زده و در امانت، کار به رسوایی کشانده ای، مرا گفته اند که (به ستم)، زمین را از بار و بر، تهی ساخته ای و چیزهای زیر پای مردمان (باغ و بستانشان) را گرفته ای و اموالشان را خورده ای. اینک، حساب خود را نزد من بفرست و بدان که حساب خواهی خدا از حساب رسی آدمیان، عظیم تر است. و السلام. 



14. قال أمیر المؤمنین - علیه السلام - : ما با لکم! لا سددتم لرشد! و لا هدیتم لقصد! أ فی مثل هذا ینبغی لی أن أخرج؟ و إنما یخرج فی مثل هذا رجل ممن أرضاه من شجعانکم و ذوی بأسکم، و لا ینبغی لی أن أدع الجند ... . 
«نهج البلاغه، خطبه 119»

(امام علی - علیه السلام - سپاهی را به شام فرستاده بود و در صدد بود که سپاهی دیگر در پی آنها بفرستد. امام مردم را به جهاد بر می انگیخت و مردم، مدتی طولانی خاموش بودند.) امام علی - علیه السلام - فرمود: شما را چه می شود؟ به راه رشد توفیق نمی یابید؟ به راه میانه رهبری نشوید! آیا در زمانی چنین، سزاوار است که من از شهر بیرون بروم؟ همانا در چنین هنگام باید مردی از دلیران و نیرومندان شما که من بپسندم، بیرون رود و سزاوار نیست که من لشکریان و شهر را و بیت المال و جمع آوری خراج زمین و داوری بین مسلمانان را واگذارم و رسیدگی به درخواست های مطالبین را رها کنم و با دسته ای در پی دسته ای دیگر بیرون روم. 



15. قال الامام علی - علیه السلام - : ... ثم أسبغ علیهم الأرزاق، فان ذلک قوة لهم علی استصلاح أنفسهم و غنی لهم عن تناول ما تحت أیدیهم و حجة علیهم ان خالفوا أمرک أو ثلموا أمانتک ... . 
«نهج البلاغه، نامه 53»

امام علی - علیه السلام - (پس از دستوراتی که در مورد گزینش کارگزاران حکومتی به مالک اشتر صادر کرد) فرمود: (وقتی آنان را این چنین برگزیدی) باید که روزی شان را فراخ گردانی، که این کار، آنان را به اصلاح خویشتن بسی نیرومند گرداند و از خوردن اموالی که در اختیار دارند بی نیاز سازد که هرگاه از فرمان تو سرپیچی کنند یا در امانت خیانت ورزند با آنان اتمام حجت شده باشد. 



16. قال امیر المؤمنین - علیه السلام - : ... و من استهان بالأمانة، و رتع فی الخیانة و لم ینزه نفسه و دینه عنها، فقد أحل بنفسه الذل و الخزی فی الدنیا و هو فی الآخرة أذل و أخزی و ان أعظم الخیانة، خیانة الامة ... . 
«نهج البلاغه، نامه 26»

امام علی - علیه السلام - (در نامه ای به یکی از کارگزاران خود که برای جمع آوری زکات فرستاده بود)، فرمود: ... آن کس که امانت داری را خوار انگارد و در اموال مردم، به خیانت چرا کند و نفس و آیین خویش را از خیانت کاری، پاکیزه نگرداند، همانا در این سرا، خواری و ذلت بر خود روا داشته است و در آخرت، خوارتر و ذلیل تر از این سرا باشد و همانا بزرگ ترین خیانت، خیانت به ملت است و زشت ترین دغل کاری، دغل کاری با پیشوایان.



17. کتب الامام علی - علیه السلام - : و انی أقسم بالله قسما صادقا، لئن بلغنی أنک خنت من فیء المسلمین شیئا صغیرا أو کبیرا، لأشدن علیک شدة تدعک قلیل الوفر، ثقیل الظهر، ضئیل الامر. و السلام. 
«نهج البلاغه، نامه 20»

(عبد الله بن عباس، از طرف امیر مؤمنان - علیه السلام - در بصره و نواحی اهواز و کرمان و ... سمت کارگزاری داشت. او، زیاد بن ابیه را که چندان هم خوشنام نبود، عامل بصره کرد). امام اعمال او را زیر نظر داشت و این نامه را برای او نوشت: به خدای سوگند، سوگندی راست! که اگر آگاه گردم که در مال مسلمانان، کم یا زیاد، خیانت ورزیده ای، چنان بر تو سخت گیرم که اندک مال و گران پشت از فاقه و خوار مایه گردی. و السلام.



18. قال الامام علی - علیه السلام - : الله الله فی الطبقة السفلی ... و اجعل لهم قسما من بیت مالک. 
«نهج البلاغه، نامه 53»

امام علی - علیه السلام - فرمود: خدا را، خدا را، در نظر بگیر درباره گروه فرودستان ... و آنان را از بیت المالی که در اختیار تو است، نصیبی بخش. 



19. قال الامام الصادق - علیه السلام - : ... ایاک أن تعطی درهما او تخلع ثوبا او تحمل علی دابة فی غیر ذات الله لشاعر أو مضحک أو ممتزح الا أعطیت مثله فی ذات الله. 
«وسائل الشیعه، ج 12، ص 150»

امام صادق - علیه السلام - (به نجاشی والی اهواز) فرمود: ... بپرهیز از این که در غیر رضای خدا، به شاعری یا لطیفه گویی یا دلقکی، درهمی ببخشی، یا جامه ای را از تن بیرون بیاوری، یا متاعی را بر چارپایی، حمل کنی و هدیه دهی، مگر آنکه همانندش را در راه خدا بخشش کنی.



20. کتب امیر المؤمنین - علیه السلام - : بسم الله الرحمن الرحیم من عبد الله علی امیر المؤمنین الی عبد الله بن عباس اما بعد، فانظر ما اجتمع عندک من غلات المسلمین و فیئهم فاقسمه علی من قبلک حتی تغنیهم ... . 
«بحار الأنوار، ج 32، ص 401»

امام علی - علیه السلام - (در نامه ای به عبد الله بن عباس) نوشت: به نام خداوند بخشنده مهربان، از بنده خدا علی امیر مؤمنان به عبد الله بن عباس، اما بعد، بنگر آنچه را نزد تو جمع شده از غلات مسلمانان و درآمدها و غنایم متعلق به ایشان. پس آنها را بین افرادی که نزد تو هستند (و احتیاج دارند) تقسیم کن تا ایشان را بی نیاز سازی و باقی مانده آن را نزد ما بفرست تا بین کسانی که نزد ما هستند، تقسیم کنیم. و السلام. 



21. قال الامام الرضا - علیه السلام - : ... و البراءة من الذین ظلموا آل محمد علیهم السلام ... و البراءة من الناکثین و القاسطین و المارقین ... و البراءة من أهل الاستئثار ... . 
«عیون أخبار الرضا - علیه السلام -، ج 2، ص 126»

امام رضا - علیه السلام - فرمود: ... بیزاری از کسانی که به آل محمد علیهم السلام، ظلم روا داشتند ... و برائت از پیمان شکنان و منحرفان و مرتدان ... و برائت از ویژه سازان اموال عمومی مسلمانان بر خود، ... از شرایط اسلام راستین است. 



22. قال الامام علی - علیه السلام - : ... و لکننی آسی أن یلی أمر هذه الأمة سفهاؤها و فجارها فیتخذوا مال الله دولا و عباده خولا و الصالحین حربا و الفاسقین حزبا. 
«نهج البلاغه، نامه 62»

امام علی - علیه السلام - (در طی نامه ای به اهل مصر) فرمود: ولی از این اندوهناکم که سرپرستی حکومت این امت به دست بی خردان و نابکاران افتد، بیت المال را به انحصار در آورند، آزادی بندگان خدا را سلب کنند و آنها را بنده خویش سازند، با صالحان نبرد کنند و فاسقان را هم دستان خود قرار دهند. 



23. قال الامام الکاظم - علیه السلام - : ان الله لم یترک شیئا من صنوف الاموال الا و قد قسمه و أعطی کل ذی حق حقه الخاصة و العامة و الفقرآء و المساکین و کل صنف من صنوف الناس ... . 
«الکافی، ج 2، ص 495»

امام کاظم - علیه السلام - فرمود: همانا خدا، تمامی مال ها را تقسیم کرده و حق هر مستحق را از خاصه و عامه و فقیر و مسکین و اصناف دیگر مردم را، به آنها داده است. سپس فرمود: اگر در میان مردم عدالت حکمفرما باشد، همه، بی نیاز شوند و باز فرمود: عدالت، از عسل شیرین تر است و عدالت را پیشه نکند، جز کسی که عدالت را خوب بداند. 



24. قال الامام الصادق - علیه السلام - : هیهات یا معلی أما و الله أن لو کان ذاک، ما کان الا سیاسة اللیل و سیاحة النهار و لبس الخشن و أکل الجشب ... . 
«الکافی، ج 2، ص 273»

(معلی بن خنیس می گوید: روزی به امام صادق - علیه السلام - عرض کردم: نعمت هایی را که بنی عباس دارند بیاد آوردم و با خود گفتم: اگر این نعمت ها برای شما می بود، ما هم با شما، در خوشی بودیم.) امام صادق - علیه السلام - فرمود: هیهات ای معلی! اگر چنین می بود (و ما حاکم بودیم) برای ما جز تدبیر شبانه و تلاش روزانه و پوشاک زبر و درشت و خوراک سخت و بی خورش، چیزی نبود ... . 



25. قال الامام علی - علیه السلام - : ان هذا المال لیس لی و لا لک و انما هو فیء للمسلمین و جلب أسیافهم. فان شرکتهم فی حربهم، کان لک مثل حظهم و الا فجناة أیدیهم، لا تکون لغیر أفواههم. 
«نهج البلاغه، خطبه 232»

(عبد الله بن زمعة که شیعه مولا علی - علیه السلام - بود هنگام خلافت وی، به خدمت اش رفت و مالی از او درخواست کرد.) امام علی - علیه السلام - (در پاسخ) فرمود: همانا این مال، نه از آن من است و نه از آن تو، بلکه آن، غنیمت مسلمانان است. این مالی است که به ضرب شمشیر آنان، فراهم گردیده است. پس اگر در نبرد آنان شرکت داشته ای، سهمی به اندازه سهم آنان داری، اگر نه، میوه چیده شده به دست آنان، لقمه ای برای دهان های دیگران نیست. 



26. قال الامام علی - علیه السلام - : أتأمرونی أن أطلب النصر بالجور فی من ولیت علیه؟! و الله! لا أطور به ما سمر سمیر، و ما أم نجم فی السماء نجما. لو کان المال لی، لسویت بینهم فکیف و انما المال مال الله؟ 
«نهج البلاغه، خطبه 126»

(وقتی به حضرت علی - علیه السلام - خرده گرفتند که چرا به کسانی که در اسلام، سابقه بیشتر دارند و در جنگ ها شرکت جسته اند و به آنان که دارای حسب و نسب عالی هستند، بیش از دیگران، از بیت المال، بخشش نمی فرماید)، امام علی - علیه السلام - فرمود: آیا به من می گویید تا از راه ستم کردن به کسی که مرا به او ولایت داده اند، پیروزی به دست آورم؟ نه، به خدا سوگند! تا دهر باقی است و اختران در پی یکدیگر بچرخند، به چنین کاری نزدیک نگردم. اگر مال از من بود، همانا میان مردمان به مساوات پخش می کردم، چه رسد به این که مال، مال خدا است. 



27. قال الامام علی - علیه السلام - : یا شریح! لا تکون ابتعت هذه الدار من غیر مالک، أو نقدت الثمن من غیر حلالک، فأذن أنت قد خسرت دار الدنیا و دار الآخرة. 
«نهج البلاغه، نامه 3»

(شریح بن حارث، به فرمان امام - علیه السلام - به منصب قضا نشسته بود. روزی به حضرت علی - علیه السلام - خبر رسید که وی، سرایی به هشتاد دینار خریداری کرده است.) امام علی - علیه السلام - (وی را فرا خواند و) فرمود: ای شریح! مبادا که این خانه را با مال غیر خریده باشی و بهای آن را جز از مال حلال خود پرداخته باشی و گرنه هم در این سرا و هم در آن سرا، زیان کرده ای. 



28. قال النبی - صلی الله علیه و آله - : کلا، و الذی نفس محمد بیده! ان شملته الآن لتحترق علیه فی النار، کان غلها من فیء المسلمین یوم خیبر. 
«سیره ابن هشام، ج 3، ص 354»

(مدعم، از خدمتکاران پیامبر - صلی الله علیه و آله - در یکی از جنگ ها، همراه وی بود. او، در آن جنگ، به تیر دشمن شهید گشت. مسلمانان، کنار پیکر او گرد آمده، می گفتند: بهشت بر تو گوارا باد! ولی پیامبر - صلی الله علیه و آله - سخنی نمی فرمود و خشمناک به نظر می رسید. حاضران، علت خشم را نمی دانستند که ناگهان) پیامبر - صلی الله علیه و آله - فرمود: نه هرگز، سوگند به خداوندی که جان محمد در دست اوست، روپوش او هم اکنون وی را در میان آتش شعله ور خود می سوزاند، چون او، آن روپوش را از فیء مسلمانان (بدون رعایت مقررات) در روز (جنگ) خیبر برداشته بود. 



29. قال الامام الحسین - علیه السلام - : ان الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر، دعاء الی الاسلام مع رد المظالم و مخالفة الظالم و قسمة الفیء و الغنائم و أخذ الصدقات من مواضعها و وضعها فی حقها. 
«تحف العقول، ص 270»

امام حسین - علیه السلام - فرمود: امر به معروف و نهی از منکر، آن است که: کافران را به اسلام دعوت کنی، حقوق ستمدیدگان را باز ستانی، با ستمگر به مخالفت برخیزی، غنیمت ها و بیت المال را عادلانه بین اهل اش قسمت کنی، صدقات (زکات) را از آنجا که باید، بگیری و در آنجا که باید، مصرف کنی. 



30. کتب أمیر المؤمنین - علیه السلام - : ... و لئن کان ما بلغنی عنک حقا، لجمل أهلک و شسع نعلک خیر منک ... . 
«نهج البلاغه، نامه 71»

امیر المؤمنین - علیه السلام - (بعد از خیانت «منذر بن جارود» در ولایت فارس، به وی) نوشت: ... اگر آنچه که از خیانت تو، به من رسیده است، درست باشد، شتر اهل ات و بند کفش ات، با ارزش تر از تو است. 



31. قال الامام الصادق - علیه السلام - : أهل الاسلام، هم أبناء الاسلام اسوی بینهم فی العطاء و فضائلهم بینهم و بین الله. أجعلهم کبنی رجل واحد، لا یفضل أحد منهم لفضله و صلاحه فی المیراث علی آخر ضعیف منقوص ... . 
«وسائل الشیعه، ج 11، ص 81»

(حفص بن غیاث می گوید: شنیدم که از امام صادق - علیه السلام - درباره تقسیم بیت المال پرسیدند)، امام صادق - علیه السلام - فرمود: اهل اسلام، فرزندان آن محسوب می شوند، در امکانات بیت المال، من برابرشان می دانم. امتیازات معنوی آنان بین آنها و خدا محاسبه می شود. (لذا) همانند فرزندان یک نفر که فضیلت و صلاحیت، سبب فزونی ارث بردن یکی بر دیگری که ضعیف و ناقص است نمی شود، (مسلمانان نیز، این چنین هستند). حضرت در ادامه فرمود: پیامبر - صلی الله علیه و آله - در آغاز اسلام، چنین رفتار می کرد ولی دیگران (غیر ما اهل بیت) گفتند: ما، برخی را بر اساس سابقه بیشتر در اسلام، از نظر عطای بیت المال امتیاز می بخشیم. 




32. قال النبی - صلی الله علیه و آله - : ما من غریم ذهب الی و ال من ولاة المسلمین و استبان للوالی عسرته، الا برء هذاالمعسر من دینه و صار دینه علی والی المسلمین فی ما بین یدیه من أموال المسلمین. 
«مستدرک الوسائل، ج 2، ص 491»

پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: هر بدهکاری که نزد حاکمی از حاکمان مسلمانان برود و فقر و ناچاری وی، برای والی روشن شود، بدهکاری او، بر عهده حاکم مسلمانان نهاده می شود و او از اموال عمومی، قرض آن شخص را پرداخت می کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۸:۱۷
جواد پاشاپور

گروه جهاد و مقاومت مشرق - متن وصیت نامه شهید مدافع حرم علیرضا قلی پور به همسر و دو دخترشچنین است:

وصیت یک شهید مدافع حرم به همسر و دخترانش

 

فاطمه جان سلام؛ بابا جان! خیلی دوست دارم، درسهایت را مرتب بخوان و به حرف مادرت گوش کن.

وصیت شهید به همسرش:
سعی کن فاطمه و ریحانه را طوری تربیت کنی که با فهمیدن و درک واقعی معنی حجاب ،حجاب را رعایت کنند،
همچون که خودت برای بنده و آشنایان آینه حجاب بوده و هستی و به شما افتخار میکنم.
حلالم کن 
خیلی اذیتت کردم.
خیلی ناراحتت کردم.
خیلی زحمت کشیدی، نتوانستم جبران کنم .
دست و بالم خالی از هرگونه عمل صالح است. برایم دعا کن، طلب مغفرت کن. 
به دوستان هم سفارش کن، خصوصا به پدر ومادرم، همیشه از طرف من دست آنان را ببوس، همچنان که خودم این کار را میکردم

                   

شهید

 

وصیت شهید به دختر شش ساله:
فاطمه جان سلام 
بابا جان! خیلی دوست دارم، 
درسهایت را مرتب بخوان و به حرف مادرت گوش کن. 
نماز و حجاب یادت نره، 
یادت نره که وقتی  چادر به سر میکردی خوشکل و ناز میشدی،
همیشه به یادت هستم، 
تو هم به یاد من باش باباجونی.

وصیت شهید به دختر هشت ماهه خود:
ریحانه خانم سلام
همیشه بهت میگفتم قربونت بشم بابایی.حالا وقتی بزرگ شدی و تونستی بخونی و بنویسی، 
بدون که تو رو هم خیلی دوس دارم . سفارشهایی که به آبجی بزرگت کردم رو فراموش نکنید.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۴ ، ۰۹:۳۱
جواد پاشاپور


نماز اول وقت

                شاه کلید!!؟؟

جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت:

سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما میخواهم؛

قفل اول؛ این است که دوست دارم ازدواج سالم داشته باشم؛

قفل دوم؛ دوست دارم کارم پر برکت باشد؛

قفل سوم؛ هم دوست دارم عاقبت به خیر بشوم.

شیخ فرمود: برای قفل اول نمازت را اول وقت بخوان!!!

برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان!!!!!!

و برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان!!!!!!!!!

جوان پرسید: سه قفل با یک کلید؟؟؟

فرمود: نماز اول وقت شاه کلید است....


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۴ ، ۰۸:۱۶
جواد پاشاپور

تدبر در قران

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۴ ، ۰۷:۵۸
جواد پاشاپور
بیت المال بیت المال از منظر حضرت علی (ع )
نگاه تیزبین حضرت علی(ع) به موضوع بیت المال همیشه در منابع دینی و تاریخی مورد توجه بوده گفت وگوی امیرمومنان با برادر خود و پیشنهاد آن حضرت برای به تصویر کشیدن خطر خیانت در بیت المال خواندنی است.
 حضرت امیر (ع ) در زمان خلافت خود در تقسیم بیت المال هیچ تبعیضی را برنمی تابید و اگر به آن حضرت گزارش می رسید که یکی از فرمانداران مرتکب تخلفی شده، او را شدیدا مورد مواخذه قرار می داد.
امیرمومنان درباره بیت المال به فرماندار خود در مکه که «قثم بن العباس» نام داشت، این گونه سفارش کرد: آنچه از بیت المال نزد تو جمع می شود، در میان مستمندان و عیالمندان آن محل تقسیم کن و مواظب باش که این اموال حتماً به مصرف بیچارگان و درماندگان برسد و اگر چیزی از آن اضافه ماند، برای ما بفرست تا در میان نیازمندان اینجا تقسیم کنیم.

حضرت علی(ع) که در مساله بیت المال بر اساس منطق قرآن و بدون توجه به وابستگی های گروهی یا قبیله ای عمل می کرد، در مقابل تقاضای یکی از شیعیان خود مبنی بر درخواست مبلغی از بیت المال فرمود: این اموال نه مال من است و نه مال تو، بلکه متعلق به همه مسلمانان است.

شخصی از حضرت علی(ع) انتظار داشت که چون شیعه است، از یک فرصت اقتصادی در حکومت آن حضرت برخوردار شود و لذا درخواستی را مطرح کرد که امیرمومنان(ع) عصبانی شد و فرمود این اموال نه برای من و برای توست ولی آن حضرت تاکید کردند که اگر کار کرده ای؛ سهم خودت را دریافت کن.

حضرت علی(ع) در روزهای اول حکومت خود خطبه ای ایراد کرد و فرمود آنها که می گویند ما مسلمانان اولیه و با تقوی هستیم باید امکانات بیشتری بگیریم، بدانند که اجر آنان نزد خداست و امروز همه در فرصت های اقتصادی یکسان هستند.

مرحوم حجت الاسلام محمد دشتی در جلد سوم کتاب الگوهای رفتاری ‏که به موضوع «امام علی (ع) و اقتصاد» اختصاص دارد، داستانی را نقل می کند و نحوه برخورد حضرت امیر را در ارتباط با اهمیت بیت المال اینگونه به تصویر می کشد:

عقیل در دوران خلافت امیرمومنان (ع) به عنوان مهمان به خانه آن حضرت وارد شد. حضرت علی (ع) به فرزندش امام حسن (ع) اشاره کرد که جامه‏ای به عمویت هدیه کن و امام حسن (ع) نیز یک پیراهن و یک رداء از مال شخصی خود به عمویش اهداء کرد.

هوا گرم بود، علی (ع) و عقیل روی بام دارالاماره نشسته و مشغول گفت و گو بودند. موقع شام خوردن رسید، عقیل خود را مهمان دربار خلافت می‏دید و طبعا انتظار سفره رنگینی داشت ولی بر خلاف انتظار وی، سفره بسیار فقیرانه‏ای آورده شد که فقط نان و نمک در آن بود.

عقیل با کمال تعجب پرسید آیا غذا هرچه هست همین است؟ و علی (ع) فرمود: مگر این نعمت خدا نیست؟ من که خدا را بر این نعمت‏ها بسیار شکر میکنم و سپاس میگویم.

عقیل گفت: پس باید حاجت خویش را زود بگویم و مرخص شوم. من مقروضم و زیربار قرض مانده‏ام؛ دستور فرما هرچه زودتر قرض مرا ادا کنند و هر مقدار می‏خواهی به برادرت کمک کن تا زحمت را کم کرده و به خانه خویش بازگردم.

امیرالمومنین(ع) از میزان بدهی او پرسید وعقیل میزان آن را صد هزار درهم اعلام کرد. علی (ع) فرمود: چقدر زیاد، متاسفم برادر جان که این مقدار ندارم تا قرض های تو را بدهم ولی صبر کن تا هنگام پرداخت حقوق از سهم شخصی خودم بردارم و به تو بدهم که شرط مساوات و برادری را به جا خواهم آورد.

عقیل گفت: آیا صبر کنم تا وقت پرداخت حقوق برسد؟ بیت المال و خزانه کشور در دست توست و به من می‏گویی صبر کن تا موقع پرداخت سهمیه‏ها برسد و از سهم خودم به تو بدهم؟ درحالی که تو هر اندازه بخواهی می‏توانی از خزانه بیت‏المال برداری.

عقیل در ادامه گفت: چرا مرا به رسیدن موقع پرداخت حقوق حواله می‏دهی؟ مگر تمام حقوق تو از بیت المال چقدر است؟ فرضا تمام حقوق را هم به من بدهی؛ چه دردی از من دوا می‏کند؟

علی(ع) فرمود : من از پیشنهاد تو تعجب می‏کنم، این که خزانه دولت پول دارد یا ندارد، چه ربطی به من و تو دارد؟ من و تو هر کدام فردی هستیم مثل سایر افراد. درست است که برادر من هستی و من باید تا حدود امکان از مال خودم به تو کمک کنم اما از مال خودم، نه از مال مسلمین.

این مباحثه ادامه یافت و عقیل به زبان‏های مختلف دست بردار نبود و می‏گفت: اجازه بده از بیت المال پول کافی به من بدهند تا دنبال کار خودم بروم.

محلی که آنها نشسته بودند، مشرف بر بازار کوفه بود و صندوق‏های تجار و بازاری‏ها از آنجا دیده می‏شد. در این بین که عقیل اصرار و سماجت می‏کرد، علی (ع) به عقیل فرمود: اگر باز هم اصرار داری و سخن مرا نمی‏پذیری، پس پیشنهادی به تو می‏کنم. اگر عمل کنی؛ می‏توانی تمام دین خویش را بپردازی و بیش از آن هم داشته باشی.

عقیل گفت چه کار کنم؟ و علی (ع) فرمود: در پایین ساختمان، در بازار، صندوق‏هایی است و زمانی که بازار خلوت شد و همه رفتند تو از اینجا پائین برو و قفل بعضی از صندوق‏ها را بشکن و هرچه دلت می‏خواهد از آن بردار.

عقیل پرسید: آنچه در صندوق هاست مال کیست؟

حضرت علی (ع) فرمود: مال مردم شهر است.

عقیل گفت: عجب !! به من پیشنهاد می‏کنی صندوق های مردم را بشکنم و مال مردم بیچاره‏ای که به هزار زحمت بدست آورده و در این صندوق‏ها ریخته‏اند و به خدا توکل کرده و رفته اند را بردارم؟

علی (ع) فرمود: پس چطور به من پیشنهاد می‏کنی که صندوق بیت المال مسلمین را برای تو باز کنم؟ مگر این مال متعلق به کیست؟ این اموال مال همه مومنین است که راحت و بی‏خیال در خانه‏های خویش خفته‏اند.

آن حضرت برای اینکه عقیل را بیشتر آگاه کند، فرمود: پیشنهاد دیگری می‏کنم اگر میل داری این پیشنهاد را بپذیر.

عقیل گفت: دیگر چه پیشنهادی؟

امیرالمومنین (ع) فرمود: اگر حاضری شمشیر خویش را بردار و من هم شمشیر خود را برمی‏دارم، در این نزدیکی انبار قدیمی حیره است و در آنجا بازرگانان عمده و ثروتمندان بزرگی هستند، شبانه می‏رویم و بر یکی از آنها شبیخون می‏زنیم و ثروت کلانی بلند کرده و می‏آوریم.

عقیل گفت: برادر جان من برای دزدی نیامده‏ام که تو این حرفها را می‏زنی، می‏گویم از بیت المال و خزانه کشور که در اختیار توست اجازه بدهید پولی از آن به من بدهند تا من دیون خود را از آن بپردازم.

حضرت علی (ع) فرمود: اتفاقا اگر مال یک نفر را بدزدی بهتر است از اینکه مال صدها هزار نفر مسلمان یعنی مال همه مسلمین را بدزدی. ربودن مال چند نفر با شمشیر، دزدی است ولی ربودن مال عموم مردم دزدی نیست؟ تو خیال کرده‏ای که دزدی فقط منحصر به این است که کسی حمله کند و با زور مال او را از چنگالش بیرون بیاورد. بدترین اقسام دزدی همین است که الان به من پیشنهاد می‏کنی.

بسیاری از کارشناسان مذهبی معتقدند سیره امیرمومنان(ع) بهترین الگو و سرمشق برای چگونگی بهره گیری از بیت المال در حکومت اسلامی است.

 کسانی که در جمهوری اسلامی به عنوان مدیر و کارمند دستگاه دولتی خدمت می کنند؛ بایستی در ارتباط با صرفه جویی سیره امیرمومنان(ع) را در نظر بگیرند. البته شاید عده ای کج فهم در بعضی از مسائل فرعی و جزیی نسبت به مصرف بیت المال وسواس به خرج دهند اما در مسایل کلان و بزرگ دست به تعدی و اسراف بزنند.

 بدون شک آنچه در مورد سفارش حضرت امیر(ع) آمده؛ دقت و صرفه جویی در مسایل خرد و کلان است و شاید هدف اصلی آن حضرت از دقت در امور جزیی نیز این باشد که روحیه دقت و صرفه جویی در دولتمردان تقویت شود و از اسراف و ریخت و پاش در اموال عمومی به ویژه در سطح گسترده جلوگیری به عمل آید.

 بخشی از اموال و امکانات دولتی و عمومی در سازمان ها به ویژه سازمان های دولتی یا عمومی در اختیار مدیران و کارمندان است تا از این اموال در موارد مشخص و یا درمواردی که ضرورت احساس می شود؛ بر اساس اختیارات قانونی و یا طبق تشخیص آنان بهره برداری شده و مورد استفاده قرار گیرد.

یکی از سفارش های امیرمومنان به کارگزاران خود این بود که در بیت المال نهایت صرفه جویی را مراعات کنند به گونه ای که حتی نوک قلم های خود را به اندازه ای ریز بگیرند که در کاغذ نهایت صرفه جویی رعایت شود.

حضرت امام خمینی(ره) درباره این سفارش حضرت امیر فرمود: این یک دستوری هست برای همه؛ یعنی، دستوری هست برای کسانی که در بیت المال دست دارند. این طور حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- در وقت حکومتش دستور می‏دهد برای صرفه‏جویی. او مضایقه می‏کند که در یک صفحه که می‏شود ۱۰ سطر نوشت، پنج سطر نوشته بشود؛ یک قلم که می‏تواند آن مرکبی که در آن وقت بوده است صرف کند، سرش ریزه باشد تا کم صرف بشود، حرف های غیراصولی نوشته نشود، که صرفه واقع بشود.

بنیانگذار جمهوری اسلامی افزودند: باز از ایشان نقل شده است که حساب بیت المال را می‏کشیدند، چراغی روشن بود، شمعی روشن بود و کسی آمد با ایشان حرف دیگری می‏خواست بزند، شمع را خاموش کردند، فرمودند که این مال بیت المال است، تو می‏خواهی حرف دیگر بزنی.

حضرت امام در ادامه این سخنان به وزارتخانه‏ها و دستگاه های دولتی تاکید کردند تا در حد ضرورت از بیت المال استفاده کنند و با الگو قرار دادن این کلام امیر(ع) به دستورات اسلام پیرامون صرفه جویی در بیت المال توجه کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای در پیام نوروزی سال ۷۶ به مسوولان کشوری توصیه کردند تا راه صرفه‏جویی و مقابله با اسراف را به مردم بیاموزند و در ادامه تاکید کردند: اسراف مسوولان دولتی، از اسراف مردم عادی مضرتر است؛ زیرا که این اسراف در بیت‏المال است.
 حضرت علی(ع) برای این که دولتمردان را به نهایت صرفه جویی از درآمدهای عمومی توجه دهد و آنان را به جلوگیری از اسراف وادارد؛ در بخشنامه ای از آنان خواست تا حتی در نوشتن نامه به او صرفه جویی کنند.

 اگر مدیران و کارمندان در نگارش نامه های اداری و سایر مسائل مالی مربوط به بیت المال چنین دقتی را لحاظ کنند؛ دیگر از اموال عمومی و بیت المال، سفره های آنچنانی نمی آرایند و بر خودروهای گرانقیمت سوار نمی شوند و در جهت آسایش خود و دوستان خویش هر چه بیشتر نمی کوشند.
 ماجرای عبرت آموز طلحه و زبیر یاد کرد و گفت: این دو صحابی پیامبر اعظم (ص) زمانی برای کار شخصی خدمت علی (ع) رسیدند که آن حضرت مشغول رسیدگی به امور بیت المال بود و لذا امام علی(ع) چراغ بیت المال را خاموش کرد و دستور دادند تا از خانه آن حضرت چراغ دیگری بیاورند ولی آن حضرت حاضر نشد حتی دقایقی از پرتو نور چراغی که از درآمدهای عمومی بوده؛ برای مصرف شخصی استفاده شود.
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۴ ، ۰۹:۳۴
جواد پاشاپور

حکیم فرزانه و مفسر گرانمایه قرآن، آیت الله جوادی آملی،  «نجات مکه و مدینه از دست آل سعود وظیفه آحاد مردم است. به فکر دولت‌ها نباید بود؛ خود ملل اسلامی اگر به این فکر باشند که حرمین را از شر آل سعود نجات دهند، این جهاد اکبر است.»

 این مرجع تقلید  25 فروردین ماه94 در درس تفسیر در مسجد اعظم ضمن بیان این سخنان افزود: «متولی سرزمین وحی باید مردان با تقوا باشند، نه آل سعود. اینها کسانی هستند که اجداد آنان کعبه را بتخانه و آنجا را شرابخانه کرده بودند و کلیدداری کعبه را در مجلس قمار با چند مشک شراب باختند و تولیت آن را با چند مشک شراب معامله کردند.»

براساس این گزارش او تاکید کرد: «اگر اندیشه و عقل به غارت برود وضعیت امروز آل سعود می‌شود؛ جهان اسلام باید عقل و قرآن و روایات را نجات دهند و آزاد کنند و همچنین حرمین را که در اسارت آل سعود است و انشاءالله از این اسارت به امید فرج حضرت ولی عصر(عج) درآید.»

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۴ ، ۰۸:۰۳
جواد پاشاپور

حکیم فرزانه و مفسر گرانمایه قرآن، آیت الله جوادی آملی، در زمینه اسرار نماز، کتاب گرانسنگی با همین نام به زبان عربی به رشته تحریر درآورده اند که به فارسی نیز برگردانده شده است.

در فصول پایانی کتاب یاد شده، معظم له در تبیین راز تسلیم (سلام دادن) در پایان نماز، لطیفه ای عرفانی و معرفت زا از محی الدین عربی، معروف به شیخ اکبر، آورده اند که بسی ژرف و نکته آموز است:

«صاحب الفتوحات المکیة را که بعد از وی هرچه در زمینه معارف و اسرار، به تازی و فارسی، یا نظم و نثر، تصنیف یا تألیف شده است، نسبت به نوشتار شیخ اکبر «چه شبنمی است که در بحر می‌کشد رقمی»، درباره سرّ سلامِ پایانی، لطیفه‌ای است به یاد ماندنی که آن را مرحوم قاضی سعید قمی، به عنوان «قال بعض أهل المعرفة» ، بدون تعیین نام آن قائل نقل نمود. اصل کلام محی الدین در فتوحات چنین است: «سلام نمازگزار درست نیست، مگر آنکه در حال نماز از ما سوی الله غایب شده و با خداوند مناجات کند؛ هنگامی که از نماز منتقل می‌شود و موجودهای خلقی را مشاهده می‌نماید، چون غایب از آنها بود و تازه در جمع آنها حاضر می‌شود؛ لذا بر آنان سلام می‌کند، و اگر نمازگزار همواره با موجودهای خلقی بوده و حواس او متوجه مردم بود، چگونه بر آنها سلام می‌نماید، زیرا کسی که در جمع دیگران هماره حاضر است، به آنها سلام نمی‌کند و این نمازگزار، باید شرمنده شود، چون با سلام خود ریاکارانه به مردم نشان می‌دهد که من در نزد خدا بودم و تازه به جمع شما پیوستم...، و سلام عارف برای انتقال از حالی به حال دیگر است؛ یک سلام بر منقول عنه، و یک سلام بر منقول الیه... ».

وی آنگاه ادامه می دهد:

و از روایت عبدالله بن فضل هاشمی از حضرت امام صادق(علیه‌السلام) استفاده می‌شود که سلام نشانه ایمنی است؛ هم از طرف سلام کننده و هم از طرف جواب دهنده، و همین نشانه در پایان نماز، به منظور تحلیل کلام آدمی که با «تکبیرةالإحرام» حرام شده بود، و به قصد در امان بودن نماز، از چیزی که او را تباه کند، قرار داده شد، و سلام اسمی از اسمای خداست، و از طرف نمازگزار، بر دو فرشته موکل خدایی فرستاده می‌شود.

 

 

نماز
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۴ ، ۱۱:۲۰
جواد پاشاپور

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۳۰
جواد پاشاپور

اگر جامعه ما قرانی بود

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۴ ، ۰۸:۱۱
جواد پاشاپور


..... تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
.......خیلی از ماها صدای خودمان را نمی‌شنویم، در درون ما همیشه «یا الله» است، لکن ما نمی‌شنویم.....

........بین ما و خدای ما این غرور ما فاصله است، خود را نبینیم صدای «یا الله» را می‌شنویم, خود را نبینیم صدای «بک یا الله» را می‌شنویم، همیشه نه تنها شب‌های قدر یا شب‌های جمعه....
قال الاستاذ:

ملکوت, باطن هر شیء است که این شیء کجا را می‌خواهد و چه چیزی را می‌خواهد؟ این شیء یک سنگ است،این سنگ چه کسی را تسبیح می‌کند؟ ﴿إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ﴾ این سنگ دائماً دارد تسبیح می‌گوید, این سنگ دائماً دارد تحمید می‌کند، چه کسی را تحمید می‌کند؟ اگر کسی صدای حمد و تسبیح این سنگ را شنید، معلوم می‌شود گوش ملکوتی دارد و اگر نشنید معلوم می‌شود فقط گوش مُلکی دارد.


خیلی از ماها صدای خودمان را نمی‌شنویم، در درون ما همیشه «یا الله» است، لکن ما نمی‌شنویم ما هم بالأخره مثل این سنگ هستیم مثل این در و دیوار هستیم مثل درخت و مانند آن هستیم، بدن ما این‌طور است و جان ما هم همین‌طور است؛ منتها ما در اثر این غفلت, صدای خودمان را هم نمی‌شنویم. اینکه فرمود: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» ما اگر صدای خودمان را بشنویم، صدای «یا الله» ما همیشه بلند است؛ منتها وقتی فشار به ما آمد ما برابر آن صدای درون داد می‌زنیم «بک یا الله» وگرنه همیشه ما هم صدایمان به «یا الله»بلند است.

اینکه مرحوم صدوق(رضوان الله علیه) در کتاب قیّم توحید نقل کرده است که «لَیْسَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ حِجَابٌ‏ غَیْرُ خَلْقِهِ‏ احْتَجَبَ بِغَیْرِ حِجَابٍ مَحْجُوبٍ وَ اسْتَتَرَ بِغَیْرِ سِتْرٍ مَسْتُورٍ لَا إِلَهَ إِلَّا هُو»بین خدا و زید, خود زید فاصله است؛ این از غرر روایات ماست که مرحوم صدوق نقل کرده است، بعدها گفتند: «تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز» اگر این حرف‌ها نبود که شعرای ما این حرف‌ها را نداشتند.


این بیان نورانی حضرت امام کاظم بود که مرحوم صدوق نقل کرد که بین خدا و خلق حجابی نیست مگر خود خلق؛ در همان دعای «ابوحمزه ثمالی» هم همین است که پروردگارا! می‌دانم «وَ اَنَ‏ الرَّاحِلَ اِلَیْکَ قَریبُ الْمَسافَةِ وَ اَنَّکَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ اِلاَّ اَنْ‏ تَحْجُبَهُمُ الْأَعمالُ دوُنَکَ» همین, بنابراین بین ما و خدای ما این غرور ما فاصله است، خود را نبینیم صدای «یا الله» را می‌شنویم, خود را نبینیم صدای «بک یا الله» را می‌شنویم، همیشه نه تنها شب‌های قدر یا شب‌های جمعه.

مگر در و دیوار شب‌های قدر می‌گویند «بک یا الله» یا دائماً می‌گویند «بک یا الله»؟ اگر ما صدای خود را بشنویم این صدای شریف و روح‌بخش «بک یا الله» در درون ما هم هست؛ لذا فرمود این ملکوت را اگر شما نگاه کنید صدایتان را می‌شنوید و در کتاب‌های دعا هم ملاحظه فرمودید مفاتیح الجنان مرحوم آقا شیخ عباس و دیگران(رضوان الله علیهم) هم هست که سوره مبارکه «یس» را اگر به بالین محتضر بخوانند وضع او خیلی روشن‌تر می‌شود و با سرعت و آسان‌تر این سفر را طی می‌کند؛ چنین سوره‌ای است که هم قلب قرآن است، برای اینکه معارف فراوانی دارد و هم راهِ رفتن را آسان‌تر می‌کند. غرض این است که به ما گفتند راه ملکوت برای همه شما باز است، اگر بخواهید نگاه کنید ما شما را ترغیب می‌کنیم؛ اگر دیدن ممکن نباشد که بر نظر ترغیب نمی‌کنند، فرمود: ﴿أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فی‏ مَلَکُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ﴾، پس معلوم می‌شود که دیدن ممکن است و حالا اگر دیدن ممکن است ـ ان‌شاءالله ـ نصیب همه ما شود!

.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۴ ، ۰۷:۴۸
جواد پاشاپور